حسين قرچانلو
18
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
است كه مزارع و موستانها در آن واقع شده و در كنارهء رودخانه شهر باغها دائر كردهاند ؛ اين رودخانه همان است كه از شهر حماة هم مىگذرد و نهر عاصى خوانده مىشود . محوطهء بيرون شهر حلب بسيار دلگشا و فرحبخش است . « 1 » منبج كه روميها به آن هيراپليس « 2 » مىگفتند ، از توابع اردوگاه قنّسرين ( حلب ) بود . در منبج ، پلى بر روى رود فرات براى عبور از شام به جزيره قرار داشت و قلعهاى بزرگ ، كه چون برفراز تلّى بلند قرار داشت به آن قلعة النجم ( دژ ستاره ) مىگفتند ، پل را حراست مىكرد و پايين قلعه شهر كوچك منبج قرار داشت . « 3 » به نوشتهء بلاذرى ، ابو عبيده وقتى به حلب آمد ، عياض بن غنم را به منبج فرستاد و سپس خودش به دنبال او به منبج آمد . « 4 » ابن خرداذبه ، منبج را جزء نواحى قنّسرين دانسته و در وصف كليساى آن مىنويسد ، ساختمانى چوبى بهتر از كنيسه ( يا كليساى ) منبج نيست ، چون قوسهايى از چوب عنّاب دارد . « 5 » اصطخرى به دو محل به نام منبج اشاره كرده ؛ ابتدا مىگويد ، منبج شهرى است در بيابان و كشت آن با آب باران است . اطراف جسز ( پل ) منبج نيز شهرى كوچك است ليكن آب و كشاورزى دارد و آبش از رود فرات است . « 6 » ابن حوقل در وصف منبج مىنويسد : شهرى پرنعمت و استوار است با بازارهاى بزرگ و قديمى كه از آثار روميان است . حلوايى به نام ناطف دارد كه از عصارهء انار و گردو و پسته و زيره ساخته مىشود كه مانندش فقط در بخارا وجود دارد . منبج شهرى است بيابانى و خاكش سرخ و معطر است و بيشتر كشاورزى آنان به ديم است . برگرد شهر ديوارى قديمى وجود دارد . « 7 » صاحب حدود العالم مىنويسد : منبج شهركى است اندر بيابان و استوار . « 8 » مقدسى نيز منبج را جزء اردوگاه قنّسرين به شمار آورده ، ولى وصفى از شهر به دست نداده ، فقط
--> ( 1 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 65 - 68 . ( 2 ) . Hierapolis ( 3 ) . لسترنج ، گاى ؛ جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 115 . ( 4 ) . فتوح البلدان ؛ ص 217 و 271 . ( 5 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 58 و 138 . ( 6 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 65 . ( 7 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 166 . ( 8 ) . حدود العالم ؛ ص 170 .